کلاسیک
...می خواهم بهانه ای برای لبخند باشم
در بدو تولد گفتند : کله اش بسی بزرگ است ممکن است به دنیا نیاید! به دنیا آمدیمُ بهشت زیر پای مادر... ۲ تا ۳ سالگی اندر کف مرض چشم می گفتند : کور است! ۳ سالگی عمل آن مرض آمدن خون به جای اشک از چشم هم به کنار ! تا ۱۰ سالگی تحمل تمسخرهای پی در پی و چه احمقانه...! ۱۰ سالگی عمل آن درد بی درمان... سالم بودیم و ماندیم به لطف پروردگار تا ۱۲ سالگی که خبردار مهمانی در کلیه شدیم سنگی بود بسی شن هم اکنون نیز پذیرایش هستیم به شدت! ۱۵ سالگی را با کمردرد شروع کردیم و با عملش به پایان رساندیم و هم اکنون رنج هایی مختصر می کشیم... حالا ۱۶ ساله ایم و منتظر مرضی جدی از نوع معلولیت! ع.الف عزاداری کردند گریستند آن هم از نوع وحشیانه اش! کله اش را چاک داد این هوا... خونش ریخت کفن پوش و خون آلود ! و چه ملایم عاشقانه هایش را جیغ می زد... تا بدانند او عاشق است ... اینجا ایران است صدای جمهوری اسلامی ایران تاسوعا و عاشورای حسینی! ع.الف محکوم شدم ولی می دانم محکومم کردند! من آدم نیستم... قبلا اعتراف کرده بودم ولی باور نشد! من پستم... یا حتی بیشتر! مردم همه می دانند باور کن! اشکم در آمد من هم دل دارم از نوع سنگی ولی دارم باور کن! پ.ن: من می ترسم از همه چیز... پ.ن ۱: آینده نگر نباش تا کامروا شوی! پ.ن۲: منم کم اذیت نشدم ... پ.ن۳: حالم داره به هم می خوره!!!!!!! ع.الف می خندم به دنیا انگار نه انگار! به صورت ممتد گند می زنم تازگیها!البته! گند زدنم را به رخ نمی کشم چون نمی فهمی چه هنر بزرگیست... و چه مزخرف! همیشه فکر می کنم روزی ۵ دقیقه ! چون مغزم سرطان می گیرد بیشترش ضرر دارد ... من روان پزشکم مشکلات معده ات را حل می کنم بعدا! وقت ندارم به شدت این روزها سرم شلوغ است نمی دانم چرا مشکلات چشم زیاد شده؟ طرف سرسام دارد ولی هنوز مرا نشناخته! متاسفم... برای تو هم وقت ندارم رگهای مغزم باد کرده دکتر ها قطع امید کرده اند و چه رمانتیک! خاک! به تو باز می گردم اگر تو هم به من گند نزنی البته! پ.ن: واقعا گلزار خوشکله!؟ پ.ن ۱: مرده شوره اون رستوران گردانتونو ببرن ...تلق تلق تلق!!! پ.ن۲ : وقتی می خوای خودتو بگیری برام یه نگاهی به تاریخ پشت سرت بنداز ...شاید بفمی من سرم! پ.ن ۳ : خوشحال! ع.الف
| Design By : Night Skin |


