کلاسیک
...می خواهم بهانه ای برای لبخند باشم
پاییز را به رخ من نکشان که آسمانش چه رنگیست! که می تاباند برایت تمام زیباییش را و آواز می خواند بر تمام اشک های نارجی ات... و فقط صداییست که برای من می ماند، همینُ بس! ساحلش طوفانیست و هوایی که ابرهای فرفری اش را بر سرم صاعقه می زند .... فقط برای یک لحظه ایستادن ! سرم را بالا کردم تا با تمام وجود فریاد بزنم ولی سهم من پرنده ای بود که نمی دانست دوست داشتن برای دعا کردن است و دعا کردن حرمت دارد ... پس خودت را بر سر آن احمقی راحت کن که شیطان سمفونی زندگیش است! ع.الف یه صحنه ی رمانتیک نه بابا، شدتش بالا بود زد تو چشه طرف ، خونش پاشید ! من که نتونستم خوب ببینم تموم شیشه قرمز بود ! نه دیگه فعلا بنان گوش می دم تیریپش مثل ساسی مانکنو ایناست ! ولی صدای ساسی بهتره ! یه موزیک می ره پشت زمینه... موزیکش لایته ، متالیکا گوش می دی ؟! آره دقیقا مثل نیروانا! نه بابا شان پال سنتور می زنه با هیلاری داف که نتونستم ! نه ! می گفت می خواد کتاب دکتر شریعتی رو بررسی کنه... نه من نمی تونم بیام شرمنده! قراره علیش مس بیاد خونمون جغرافی یادم بده ... نه دیگه قرار شده خمینی شهر عروسی رو بگیریم ... حالا تا ببینم خدا چی می خواد ! نه من فعلا باید با حاجی یه صحبتی بکنم... چی می گی؟! می گم حاجی باهام حرفش شده سره رنگ زیر شلواریش.. نمی دونم به جون تو ! به قول شاملو : دیگه ازت بریدم دلمو نمی دم ! این همه تناقض ؟!بسه دیگه... ع.الف پ.ن: امتحان تاریخ دادم دو جا آیت الله بهبهانی رو کشتم! پ.ن۱: آخه به تو چه ! پ.ن۲: من بالاخره امسال دیپلم می گیرم ! البته شاید ... پ.ن ۳ : حالا می بینی کی موفق تره مربا ... ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ صبح ساعت ۱۰:۲۰ از صدای مامان بیدار می شم ولی ناراحت تر از همیشه! ۱۰:۳۰ تو یخچالم... سوژه یافت نشد ! ۱۰:۴۵ می رم بالا مثلا سر درس، بابا:عاطفه جان یه لحظه بیا بوست کنم! تولدت مبارک... ساعت ۱۱ فاطمه تو اتاقم: تولدت مبارک جوجه! تا ۱۲ حسابان بخون نخون... ۱۲ پا کامپیوتر با اون سرعت گ.ن.د! همه جا تبریک تولد ... کلوب دات کام ! بیخیال بابا اونجا که خبری نیست مثل همیشه! تا شب کرکره خنده به چیزای مسخره... ولی هنوز ناراحت بودم ! اینا آدم خوبان ، دوست خوبان ، ولشون کن ! تو که خیلی وقته خطت رو جدا کردی نه؟! ع.الف پ.ن: چه قدر لذت داره که شبه تولدت آسمون از شب تا صبح بباره! پ.ن۱: به این نمی گن انسان مغرور، شاید ب.ی.ش.ع.و.ر.!؟ پ.ن۲: من یه دختره ۱۷ ساله ی اردیبهشتیم ! اگه تو قدر نداری ! پ.ن۳: بعضی وقتا نگاه کردنا از روی علاقه نیست از اون روییه که آدم به خریت خودش پی برده!
| Design By : Night Skin |


