کلاسیک
...می خواهم بهانه ای برای لبخند باشم
این منم که می خوام باشمُ نیستم چون تو می خوای که باشم ولی به درک! من داد می زنم چون دلم می خوادُ می خوام باشم تا بمونیُ بخونی خوب این منم ! نه دلم به حالت می سوزه اُ می خوام باشیُ برقصیُ آواز بخونی برای دوست داشتنم؟! نه دلم تنگ می شه اُ حوصله دارمُ می سازم همینم که هستم! من آتشفشانمُ فوران می کنمُ یهو خاموش نمی شمُ خاموشم می کنن خوب به درک! شاید این منمُ هزار جور کلکی که سرم سوار می کنیدُ بازم این منم که باور می کنمُ ادامه می دم ، این منم خوب به درک! حالا این منم که فراموش می کنمُ شادمُ می خونمُ می رقصمُ باز هم تو میایُ گندُ می زنی به منُ، این منم خوب به درک! این تویی که می خندیُ حال می کنیُ می پیچونیُ عصبانی می شیُ حرف می کشیُ می چزونیُ چشم می چرونیُ و می رقصی رو اعصاب من... خوب این تویی، برو به درک! پ.ن: من تازه سال سومم نه یه دختره کنکوریه بیچاره! پ.ن۱: اشتباه نکنید که من عاشقم ... من اهل این بچه بازیا نیستم! پ.ن۲: دلم کاراته می خواد حسابی! پ.ن۳: ۸۸ هم اومد ... ع.الف
| Design By : Night Skin |


