کلاسیک
...می خواهم بهانه ای برای لبخند باشم
یه صحنه ی رمانتیک نه بابا، شدتش بالا بود زد تو چشه طرف ، خونش پاشید ! من که نتونستم خوب ببینم تموم شیشه قرمز بود ! نه دیگه فعلا بنان گوش می دم تیریپش مثل ساسی مانکنو ایناست ! ولی صدای ساسی بهتره ! یه موزیک می ره پشت زمینه... موزیکش لایته ، متالیکا گوش می دی ؟! آره دقیقا مثل نیروانا! نه بابا شان پال سنتور می زنه با هیلاری داف که نتونستم ! نه ! می گفت می خواد کتاب دکتر شریعتی رو بررسی کنه... نه من نمی تونم بیام شرمنده! قراره علیش مس بیاد خونمون جغرافی یادم بده ... نه دیگه قرار شده خمینی شهر عروسی رو بگیریم ... حالا تا ببینم خدا چی می خواد ! نه من فعلا باید با حاجی یه صحبتی بکنم... چی می گی؟! می گم حاجی باهام حرفش شده سره رنگ زیر شلواریش.. نمی دونم به جون تو ! به قول شاملو : دیگه ازت بریدم دلمو نمی دم ! این همه تناقض ؟!بسه دیگه... ع.الف پ.ن: امتحان تاریخ دادم دو جا آیت الله بهبهانی رو کشتم! پ.ن۱: آخه به تو چه ! پ.ن۲: من بالاخره امسال دیپلم می گیرم ! البته شاید ... پ.ن ۳ : حالا می بینی کی موفق تره مربا ...
| Design By : Night Skin |


