تبليغاتX
کلاسیک - شاید من ...


کلاسیک

...می خواهم بهانه ای برای لبخند باشم

 

زندگیم را مچاله می کنم

و تمام کهکشان را به فریاد می کشم ،

ستاره ها را به هم پاپیون می زنم ،

همچنین صدای تو را !

تا همه چیز برایم قلب قلبی شود ،

برای عشق به من ...

من هستم چون می خواهم بودن را تجربه کنم ،

از برای نگاه کردن به پل هایی که خراب کردم...

چیزی در پشت سر نمی بینم ،

جز هاله ای از چربی!

و من چقدر گرسنه ام ،

آنقدر که می خواهم تو و افکار پوچت را ببلعم!

و می خواهم سکوتت را بشکنی...

                                                                       ع.الف

پ.ن: فردا امتحانا خلاص!

پ.ن۱: من از کی باید شروع کنم کنکوری بخونم ؟!

پ.ن۲: فردا ، خاتمی ، میدون نقش جهان !

پ.ن۳: امروز روز خوبی بود ...

پ.ن۴: مرسی خدا!

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 17:20 توسط کابوس| |


Design By : Night Skin