کلاسیک
...می خواهم بهانه ای برای لبخند باشم
یادش به خیر ... فال می گرفتیم چقدر طرف دوسمون داره ، حالا با هر چی می شد ، ورق ، نقطه ، گردنبند .... چقدر بچه بودیم ! ...... یادش به خیر ... دوست داشتم زود ازدواج کنم، ولی هوو هم داشته باشم .... دوست داشتم شوهرم با رفیقاش بره ماه عسل، منم با رفیقام ... ..... من انسانی بخونم ، داستان بنویسم ، ولی هیچ کدوم از داستانام آخرش خوب تموم نشه ، همه بمیرن ، اونوقت شاید اشک از چشم مردم بیاد ...! دوست داشتم انسانی بخونم ، برم وکیل شم ! یه وکیل خانوادگی که فقط از خانوما دفاع کنه برای طلاق ! ....... یادش به خیر... به همه سلام می کردم ، به همه لبخند می زدم ، با همه حرف می زدم ! به همه ... ولی همه برداشتای خودشونو می کردن ! یادش به خیر ... ...... بچه بودم ولی بی معرفت نبودم ، بچه بودم ولی مهربون بودم ، بچه بودم ولی همیشه باور می کردم ... بچه بودم ولی عشقتو فهمیدم ، بچه بودم ولی خدا رو می دیدم ! بچه بودم ولی همه رو دوست داشتم ، بچه بودم ولی آدم بودم !!! ولی تو چی ؟! بچه نیستی ولی آدم هم نیستی ! حالا همه دستا بالا ، بیخیال دنیا.... ع.الف پ.ن:من با تو خوشم تو با کی ؟! پ.ن۱: من به همه لبخند می زنم تو برداشت نکن.... پ.ن۲: فردا.... پ.ن۳: این تنها معلم فیزیکیه که دوسش دارم ... پ.ن۴: بعضی وقتا با خودم می گم اگه می دونستی من ....... هیچ وقت ....... پ.ن۵: خواستگاری جالبی بود ...
| Design By : Night Skin |


